درسهایی از قرآن 08/07/95

درسهایی از قرآن موضوع :  محرم، ماه امر به معروف و نهی از منکر

تاریخ پخش : 95/07/08 روز پنج شنبه

متن درسهایی از قرآن محرم، ماه امر به معروف و نهی از منکر

درسهایی از قرآن 8 مهر 95

*برای مشاهده متن کامل سخنرانی استاد قرائتی درسهایی از قرآن 8 مهر 95 به ادامه مطلب مراجعه کنید* 

  

 

موضوع: محرم، ماه امر به معروف و نهی از منکر

تاریخ پخش: 08/07/95


*قبل از استفاده از مطالب ، به متن زیر توجه کنید*


استفاده رایگان = حرام

توجه : استفاده رایگان از تمام مطالب وب درسهایی از قرآن شرعا حرام است و ما هیچ رضایتی از این بابت نداریم.


چگونه حلال استفاده کنیم ؟ 

برای دیدن آموزش استفاده حلال از مطالب ، لطفا اینجا را کلیک کنید.



 

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

 

بحث در آستانه‌ی محرم 95 پخش می‌شود. هفته اول محرم، هفته امر به معروف و نهی از منکر است، دلیلش این است که امام حسین فرمود: کربلا می‌روم که امر به معروف و نهی از منکر کنم. این هفته را و هفته بعد را می‌خواهیم در مورد امر به معروف و نهی از منکر صحبت کنیم. 

یک تابلویی من در مورد امر به معروف دارم، این نوار را بعد بگیرید، بنر کنید و در همه شهرها بزنید. این بنرهای مفید خیلی خوب است. یک بنری در تهران زده شده چند بار تا به حال اشک مرا در آورده است. از یک پسر هفده ساله است. یک تابلوی خوب به اندازه یک کتاب اثر دارد. بدنم را به خاک سپردم، روحم را به خدا سپردم، راهم را به شما سپردم. خیلی جمله زیبایی است. یکبار دیگر: بدنم را به خاک سپردم. روحم را به خدا سپردم. راهم را به شما سپردم. (یکی از حضار می‌گوید: نثار روحش صلوات بفرستید... صلوات حضار)

این کلمات، کلمات طلایی است. جمله‌ای که امام حسین در کربلا فرمود و الحمدلله ایرانی‌ها و خیلی‌ها حفظ هستند. «هیهات من الذله» یعنی ابدا زیر بار ذلت نمی‌روم. این جمله‌ی مهمی است. 

یک کتاب امر به معروف نوشتم صفحه اول این کتاب تابلو هست. برای اینکه کتاب گران است و همه جا نیست، این تابلوها خوب است. امر به معروف نشانه عشق به مکتب است. آن کسی که گناه می‌بیند و بی‌خیال است، یعنی شد، شد. نشد، نشد. نشانه عشق است. بسم الله الرحمن الرحیم. موضوع: امر به معروف. 

 

1- امر به معروف، نشانه عشق به دین، مکتب و مردم

امر به معروف نشانه‌ی چه چیزهایی است: 1- نشانه عشق به دین و مکتب. 2- نشانه عشق به مردم، چون شما را دوست دارم می‌بینم خلاف می‌روی، می‌گویم: اینطور رانندگی نکن. یک ماشینی که ویراژ می‌رود و به نحو منکر رانندگی می‌کند، اگر بوق زدی پیداست دلم به حالت می‌سوزد، چرا اینطور می‌کنی؟ مردم را دوست دارم.

3- نشانه تعهد؛ یعنی آدم بی‌تفاوتی نیستم. 4- نشانه سوز، 5- نشانه آزادی، چون اگر آزادی نباشد، آدم نمی‌تواند امر به معروف و نهی از منکر کند. 6- نشانه فطرت بیدار 7- تشویق نیکوکاران  8- آگاه کردن افراد جاهل، دیگر باقی را نمی‌نویسم.

تلخ کردن کام خلافکار، ممکن است شما به یک بدحجاب، به کسی که رانندگی‌اش بد است، کلاهبردار است، هرکس هر منکری می‌کند، بعضی‌ها منکر را فقط بی‌حجابی می‌دانند. بدحجابی یکی از منکرات است. گران فروشی یک منکر دیگر است. حقوق‌های نجومی یک منکر بالاتر است. اختلاس، رشوه، دروغ، منتهی گیر ما این است که وقتی نهی از منکر می‌گوییم، فقط روی یک مورد می‌رویم. آن یک مورد است، صد مورد دیگر هم هست. ممکن است من طلبه هم گرفتار منکر شوم. خودم هم خیال می‌کنم آدم خوبی هستم.

 

2- توجه به ابعاد منکرات در جامعه

یکی از دوستان در حرم حضرت معصومه به من رسید، گفت: آقای قرائتی خیلی وضع حجاب بد شده است. بی‌حجابی غوغا می‌کند. جلوی منکرات را بگیرید. شما چه کاره هستید؟ گفتم: ما که در حد زبان تذکر زبانی می‌دهیم. کتک کاری هم نمی‌خواهیم بکنیم. بزن بزن راه بیاندازیم. می‌گوییم: خواهر حجابت را حفظ کن. خواهر خودت را حراج نکن! 

خواهر اسلام گفته: هرکس بخواهد به تو نگاه کند باید خرج تو را بدهد. نگذار مردم مفت سر و سینه تو را ببینند. اسلام می‌گوید: هرکس می‌خواهد تو را ببیند باید با تو ازدواج کند، تمام زندگی تو را تأمین کند و بعد ببیند. تو خودت را مفت حراج کردی. تو حیف هستی. ارزش تو به این است که اسلام گفته: خودت را حفظ کن. ما می‌گوییم، اما یک سؤال: جنابعالی چند سال است در قم هستی؟ در قم ده سال بس است. پانزده سال بس است. بعدش یا باید فقیه شوی، یا مدرس شوی، یا نویسنده شوی، یا گوینده شوی، شما نه مجتهد شدی، چهل سال است در قم هستی. مجتهد نشدی. منبری نشدی، نویسنده نشدی. لااقل یک روستایی برو که پیشنماز ندارد، امام جماعت شو و یک حدیث بخوان. اصلاً وجود تو در قم یک منکر است. گفت: اِ... گفتم: اِ ندارد. اگر می‌خواهید منکرات را فوت کند، به همه فوت کنید. همه با هم...           

یک دانشجو که بد درس می‌خواند منکر است. جایی که می‌توانیم سبزی تولید کنیم، چمن می‌کاریم. منکر است، بخاطر اینکه چمن هر روز آب می‌خواهد و سبزی هفته دو روز آب می‌خواهد؟ چرا آب زیاد مصرف کنیم؟ اگر دور ریختن آب منکر است. آب دادن به چمن هم منکر است. شما سبزی بکار که هفته‌ای دو روز آب بخواهد، چرا چمن می‌کاری که مصرف آب زیاد شود. هزاران منکر انجام می‌دهیم و نمی‌دانیم این منکر است.

اگر مراسم نماز جماعت به قدری طول کشید که یک عده اذیت شدند، حدیث داریم پیشنماز باید مراعات افراد ضعیف را بکند. طولانی کردن بیش از... البته تعقیب خیلی ثواب دارد. به خصوص تسبیحات حضرت زهرا، 34 بار الله اکبر، 33 بار الحمدلله، 33 بار سبحان الله، ثواب هزار رکعت نماز را دارد. ساعت هم بگیری حدود یک دقیقه و بیست ثانیه می‌کشد. حالا یک دعا هم آدم می‌خواند. ولی بین دو نماز سخنرانی کردن، انواع دعاها و طول دادن، باعث می‌شود فردا مردم بگویند: مسجد می‌رویم نماز خواندن ما چهل دقیقه طول می‌کشد. می‌رویم خانه ده دقیقه می‌خوانیم. باید مواظب باشیم.

همین پرده‌ای که الآن به این مسجد کوبیدند. این مسجد وقف است. شما حق داری بخاطر امام حسین که باید سیاه پوش کنی چکش دست بگیری و روی این کاشی‌ها میخ بکوبی؟ همان آقایی که میخ می‌کوبد فکر می‌کند عاشق امام حسین است. به هوای عزاداری امام حسین سیاه پوش می‌کند. اما همین عزاداری خراب کردن وقف است. شما نمی‌توانی.

 

3- تلخ کردن کام گنهکاران

تذکر بدهید، می‌گویی: گوش نداد. گوش ندهد، ولی حالش گرفته می‌شود. بنده می‌خواهم آب بخورم، می‌گویی: آقای قرائتی ماه رمضان است آب نخور. رمضان آب نخور. مریض هم هستی روبروی مردم آب نخور. اگر ده نفر گفتند: نخور من حالم گرفته می‌شود. یعنی دیگر از آب خوردن لذت نمی‌برم. کام خلافکار را تلخ کنید. حال‌گیری هم خودش یک کاری است. حالش را بگیرید.          

پدر یکی از این ساواکی‌های زمان شاه مرد. می‌خواست برای پدرش فاتحه بگیرد. نزد یک روحانی آمد گفت: پدر ما مرده است. شما جلسه فاتحه او بیا و منبر برو. گفت: باشد. کجا بیایم؟ گفت: می‌آیم و بعد هم این واعظ نیامد. هی این ساواکی گفت: آقا نیامد. مردم نشستند آقا نیامد. حالا مجلس هم پر از ساواکی بود. صاحب عزا هی حرص می‌خورد و بالاخره آمد گفت: چرا نیامدی؟ گفت: برای اینکه ساواکی هستی. شما بازوی شاه بودی. می‌دانی شاه چقدر از مسلمان‌ها را شکنجه کرد. گفت: خوب می‌خواستی نیایی، باید می‌گفتی. گفت: اگر می‌گفتم: نمی‌آیم. می‌رفتی سر یک آخوند دیگر کلاه می‌گذاشتی. من به تو گفتم: می‌آیم که سراغ آخوند دیگری نروی و حال تو که ساواکی هستی را بگیرم. کسی که برای این همه جنایتکار بازو بوده است حالا من روی منبر بروم بگویم: پدرش چه بود...

خود رضا شاه وقتی مرد، در یک استان و شهری که می‌دانم، فاتحه گرفتند. رضاشاه بود دیگر. آخوندها منبر نرفتند. یک کسی در ژاندارمری بود. نیروی ژاندارمری بود و بیان قشنگی داشت و سخنرانی هم می‌کرد. به او گفتند: برو. این دیگر چون نان خور دولت بود، قبول کرد. در آخر سخنرانی گفت: پروردگارا اعلی حضرت همایونی را با... خسرو پرویز محشور بفرما. (خنده حضار)

مردم خندیدند و جلسه به هم خورد. او را دادگاه بردند. چرا گفتی: با خسرو پرویز. گفت: راستش را بخواهید خواستم بگویم: رضا شاه کبیر را با محمد و آل محمد محشور کند، یک مرتبه دیدم رضاشاه کبیر ایرانی است، محمد و آل محمد عرب است. چرا ایرانی با عرب‌ها محشور شود؟ غرور ملی من گل کرد، (خنده حضار) خواستم با یک ایرانی محشور شود. فکر کردم ایرانی به ذهنم نیامد، خسرو پرویز را گفتم. خسرو پرویز نامه پیغمبر را پاره کرد. اینها کارهای قشنگی است. یک کارهایی باید کرد برای اینکه حال خلافکار گرفته شود، ولی لطیف باشد.

 

4- بهره‌گیری از فضای مجازی در ترویج معروف‌ها

الآن فضای مجازی هست. فضای مجازی یک تکنولوژی است. نمی‌شود جلویش را گرفت. گفتیم: خوب ما هم یک راهی باز کنیم. الآن خود بنده یک دکان آنجا باز کردند. هر روزی یک چیزی می‌فرستند. گفتند: حدود صد هزار نفر هم تقریباً شریک شدند. اگر بنا است مردم سراغ فضای مجازی بروند، یک حدیث هم از ما گوش بدهند. باید فضا را پر کنیم. یک سری کارهای این رقمی هم باید کرد. راه را باید باز کنیم. مواظب باشید شما نهی از منکری نشوید. من یک نگرانی که در مورد ستاد امر به معروف و نهی از منکر دارم، چون خودم هم جزء مؤسسین این ستاد بودم، این است که ما بیشتر به منکرات می‌پردازیم نه به معروف‌ها! یعنی می‌گوییم: فلانی چنین شد. فلانی چنین کرد. یعنی سراغ گناه‌ها می‌رویم. سراغ معروف‌ها نمی‌رویم. یک سؤال می‌کنم. روزه معروف است یا نه؟ ستاد امر به معروف از حالا بیاید یک تدبیری کند، با مسئولین نظام صحبت کند، ما تذکر لسانی دادیم، فایده نداشته است. بگوییم: ماه رمضان روزها نانواها تعطیل کنند. بعد از افطار پخت کنند. چون در این هوای داغ پای تنور نمی‌شود روزه گرفت. آقا دم افطار می‌خواهیم نان تازه بخوریم. نخور! نان تازه خودن شما به قیمت این است که دهها هزار نانوا روزه بخورند. چه خبر است؟ جنابعالی می‌خواهی نان تازه بخوری؟ خوب نخور. هرکس نان تازه می‌خواهد بعد از افطار بخورد. نانوا هم راحت روزه بگیرد و بخوابد و بعد از افطار شروع به نان پختن کند. یعنی دهها هزار معروف از بین می‌رود، نانوای مسلمان روزه‌اش را می‌خورد، ولی مسئولین دولتی، شهرداری‌ها، تعاونی‌ها، مسئول آرد و نان و غیره، خود ستاد امر به معروف و نهی از منکر، کاری نمی‌کنند. این خانم حجابش بد است. قبول است حجاب این خانم بد است. این نانوا روزه‌اش را می‌خورد خوب است؟ خوب این هم بد است.

37 سال است از انقلاب می‌رود. چرا یک کارخانه برای تولید چادر مشکی نداریم؟ یک کسی اگر سه تا دختر داشته باشد، سه چادر مشکی باید چقدر پول بدهد؟ اتاق بازرگانی خواب است؟ وزیر بازرگانی خواب است؟ مسئولین خواب هستند. ایرانی‌ها که همه هنری نشان دادند. تولید و آوردن یک کارخانه اینقدر سخت است. پول ندارید، غیرت ندارید، همه چیز دارید. پس چه چیزی ندارید که نشده است؟ 

یک آقایی بالای منبر سخنرانی می‌کرد، دید زیر منبرش تق و توق است. سرش را پایین کرد، دید دو نفر زیر منبرش رفتند و با هم شوخی می‌کنند. این ناراحت شد که چرا زیر منبر من! از آن طرف هم می‌خواست منبرش به هم نخورد. می‌گفت: مگر غیرت ندارید؟ مگر شرف ندارید؟ هی با مشت می‌زد که چرا زیر منبر من رفتید؟ پسر گفت: همه چیز داریم جا نداریم. (خنده حضار)

آیا جمهوری اسلامی پول ندارد؟ دارد. غیرت ندارد؟ دارد. دین ندارد؟ دارد. همه چیز دارد. چه شد که یک چادر مشکی را نمی‌توانیم تولید کنیم؟ از آن طرف می‌گوییم: چادر مشکی گران است. باید از آن طرف هم وارد شد. اگر می‌گوییم: روزه معروف است. باید برنامه‌ای ریخت که ماه رمضان نانواها بتوانند برنامه‌شان را تغییر بدهند. 

 

5- اعتدال میان امر به معروف با نهی از منکر

امر به معروف مثل گاز است. نهی از منکر مثل ترمز است. ماشین هم گاز می‌خواهد، هم ترمز می‌خواهد. افرادی هستند اراده ندارند. امر به معروف به کسانی که جگر ندارند، جگر می‌دهد. آفرین، آفرین! دو سه نفر که آفرین گفتند، این تشویقش می‌کند. امر به معروف حضور در صحنه است. امر به معروف یعنی نظارت، امر به معروف یعنی جامعه‌ای که فریاد ندارد، جامعه مرده است. امر به معروف یعنی غیرت دینی و احساس مسئولیت. امر به معروف یعنی یک قرنطینه. اصلاً اگر کسی امر به معروف نکند، رشید نیست. رشد ندارد.     

در خانه‌ی پیغمبری به نام حضرت لوط ریختند. زمان حضرت لوط گناه لواط زیاد بود. دو نفر با قیافه‌ی خوب مهمان حضرت لوط شدند. این آدم‌های هرزه منطقه در خانه ریختند که این دو تا آدم خوش قیافه در خانه شماست. اینها را به ما بده. گفت: من دختر دارم. عقد شما می‌کنم. عربی بخوانم. قرآن بخوانم. «هؤُلاءِ بَناتِی‏ هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ» (هود/78) من دختر دارم. دختر عقد می‌کنم به شما می‌دهم. شما خلاف نکنید. گفتند: نه، ما کار به دخترها نداریم. ما مهمان‌های تو را می‌خواهیم! گفت: «أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ» (هود/78) یک رشید در شما نیست؟ یعنی چه؟ یعنی اگر کسی منکر ببیند، بی‌خیال باشد، رشید نیست. نارس و ناقص است. مثل کسی که یک انگشت و یک چشم و گوش نداشته باشد، می‌گویند: ناقص الخلقه است. این هم ناقص است. رشد ندارد. آدمی که رشد دارد. نشانه رشد امر به معروف و نهی از منکر است.

این هفته‌هایی که می‌گذارید، هفته امر به معروف، هفته اوقاف، هفته چه و هفته چه... اینها را باید ادامه بدهید. اگر یک بنر باشد. جملات روی آن باشد. اینها در ترمینال‌ها باشد. در دانشگاه‌ها باشد. یک جایی باشد که از ذهن نرود. وگرنه یک هفته تبلیغ می‌کنیم امر به معروف و... (صدایی از میان جمع آمد) اگر یک هفته باشد... حالا...

ما در آستانه محرم، چون این بحث دو سه روز به محرم پخش می‌شود. یک چیزهایی را برای عزاداری می‌گوییم. هرسال هم یک نامه به هیأت‌ها می‌فرستیم. نوار و ویدئو، چون خود عزاداری یک معروف بسیار مهم است که من اینجا در یادداشت‌هایم هفتاد برکت برای عزاداری نوشتم. یک تذکراتی هم دارم.

 

6- نقش محرم در بسیج نیروهای مردمی

این محرم یک انرژی هسته‌ای است. یک یاحسین بگو، هفتاد میلیون سیاه پوش در خیابان بریزند. خود امام حسین انرژی هسته‌ای است. کدام کشور می‌تواند با یک کد یا حسین هفتاد میلیون سیاه پوش بدون حقوق در خیابان بریزند. بدون حاضر غایب، بدون اضافه کار و مأموریت و بدون رودروایسی! هفتاد میلیون عاشق مجانی، بعد هزار و چند صد سال عاشقانه با یک حسین در خیابان بریزند. این خیلی قدرت مهمی است. ما یک سرمایه داریم. این چاه حفاری نشده است. منتهی اگر بتوانیم از این خوب استفاده کنیم، آن چیزی که داعش را ضربه فنی کرد، این زوارهای اربعین امام حسین بودند. داعش برنامه ریخته بود ریشه شیعه را بکند. راهپیمایی اربعین اینها گفتند: اِ... اِ... شما با هیچ کتاب و فیلمی نمی‌توانی در خیابان‌های آمریکا نماز جماعت بخوانی. الآن چند سال است شیعیان آمریکا وسط خیابان آمریکا نماز جماعت می‌خوانند. زور یاحسین است.

این بسیجی که می‌گویند، واقعاً امام حسین رئیس بسیجی‌ها است. برای اینکه همه مردم، ترک و لر و عرب و عجم و فارس و کوچک و بزرگ و پیر و جوان و دانشجو را همه را بسیج می‌کند. کلمه‌ی یا حسین بسیج میلیونی است. ببخشید... بسیج دهها میلیونی است. ما بالاترین راهپیمایی‌هایمان مثلاً می‌گویند: راهپیمایی چند صد هزار نفری یا میلیونی! بسیج هفتاد میلیونی در روز عاشورا است. این خیلی سرمایه است. حالا این وهابی‌ها ممکن است کار ما را غلط بدانند. ممکن نه، غلط می‌دانند. دوست دارم شما که جوان هستید و خیلی از شما، یک کلمه قرآنی، بحث ما درسهایی از قرآن است. آیا در قرآن برای عزاداری آیه داریم؟ بله. برای چه کسی؟ برای دختر کافر. در صدر اسلام که مردم مسلمان نبودند، مشرکین و بت پرست ها دختر را زنده به گور می‌کردند. آنوقت خدا شروع به روضه خوانی کرد. چه کسی روضه خوان است؟ خدا. برای چه کسی؟ برای دختر کافر. آیه‌اش کدام است؟ «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ‏، وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ، وَ إِذَا الْجِبالُ سُیِّرَتْ، وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَت‏» (تکویر/1-4) آن زمانی که نور خورشید گرفته شود، آن زمانی که ستاره‌ها بی فروغ شود. آن زمانی که سرمایه‌ها رها شود. آن زمان، آن زمان، آن زمان، «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ، بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت‏» (تکویر/8 و9) موؤده یعنی دختر زنده به گور شده. سؤال می‌شود: این دختر چه گناهی کرده بود که زنده در گورش کردی؟ دختر مشرک است. پدرش هم مشرک است. اما مظلوم است. به نفع مظلوم باشد فریاد زد، ولو مظلوم مشرک باشد. اگر یک غیر مسلمانی هم دارد کتک می‌خورد، شما نگو: ولش کن مسلمان نیست. مسلمان نباشد. به غیر مسلمان می‌شود فحش داد؟ 

امام باقر(ع) یک همراهی داشت. همراه ایشان یک فحش مادر به نوکرش داد. گفت: مادر فلان... امام باقر فرمود: چه گفتی؟ گفت: فحش دادم. گفت: فحش مادر دادی. به او زنا زاده گفتی؟! گفت: بله. گفت: مسلمان نیست. گفت: می‌شود به غیر مسلمان زنا زاده گفت؟ اصلاً شما اگر از کسی ناراحت شدی، خیلی راحت بگویی: حرامزاده! ای... به همین راحتی! کسی به کسی حرامزاده بگوید، باید هشتاد ضربه شلاق بخورد. راحت حرامزاده می‌گوییم. راحت زنا زاده می‌گوییم. سؤال: در قرآن آیه برای عزاداری داریم؟ بله. سوره تکویر، خداوند می‌گوید: زمانی که... زمانی که... زمانی که... در حوادث قیامت، بعد می‌گوید: از دختر زنده به گور مسلمان می‌پرسند. مسلمان نبود. نباشد، مظلوم که هست. این روضه برای مشرک.

 

7- روضه‌خوانی قرآن برای مظلومان تاریخ

روضه برای مؤمن، آیه از سوره بروج است. «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ‏» (بروج/1) یک زمانی گودی کندند، در گودی را پر از هیزم کردند. هیزم‌ها را روشن کردند. هرکسی مؤمن بود او را در این گودی می‌انداختند و می‌نشستند سوختن این را می‌دیدند. آیه نازل شد. «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ» (بروج/4) اخدود به معنی گودی است. مرگ بر اصحاب اخدود. برای اینکه اینها مؤمنین را زنده زنده می‌سوزاندند. پس خداوند هم برای مؤمن مظلوم روضه خوانده است. هم برای کافر مظلوم، تا چه رسد به حضرت رقیه و حضرت زینب و امام حسین. این عزاداری ما ریشه دارد. 

در وجود انسان دو نیرو است. یکی عقل است و یکی عاطفه است. دو تا هم چراغ دارد. چراغ عقل بیان است. یک کسی که بیانش علمی است و خوب است، این پیداست دانشمند است و عقلش هم کار می‌کند. چراغ عاطفه اشک است. چشمی که اشک ندارد، عاطفه ندارد. یکبار دیگر بگویم. در انسان دو قدرت هست. احساسات و عقل. چراغ احساسات چشم است. چراغ عقل، بیان است. یک کسی گفت: «تا مرد سخن نگفته باشد *** عیب و هنرش نهفته باشد»

عزاداری هماهنگی با انبیاء است. یک حدیث دیگر هم بخوانم. در جنگ احد مسلمان‌ها شهید شدند، در خانه‌ها عزاداری شد. پیغمبر فرمود: برای حمزه چرا کسی عزاداری نمی‌کند؟ «اما حمزه‏ فلا بواکی له‏» (مغازی/ج1/ص315) چرا برای عمویم حضرت حمزه، کسی عزاداری نکرده است؟ پیداست این ریشه حدیثی است. آن دو تا برای قرآن بود. این هم برای حدیث است. 

اصلاً در همه دنیا، من کشورهای دنیا زیاد رفتم. یک میدانی است به نام سرباز گمنام است. یعنی تمام دنیا، مثل اینکه وهابی‌ها از همه دنیا عقب‌تر هستند. روی کره زمین همه دنیا برای شهدایشان یک میدان و فلکه‌‌ای درست می‌کنند. تجلیل از ایثارگران در همه دنیا هست. این وهابی‌ها از همه دنیا عقب‌تر هستند. هیچ چیز برای گفتن ندارند. چند سال است من این آیه را خواندم و گفتم: یک وهابی بیاید جواب مرا بدهد. خداوند برای مظلومیت دختر مشرک روضه خوانده است. خداوند برای مظلومیت مؤمن سوره بروج را خواند. یک کسی جواب بدهد. می‌گویند: بدعت است. 

 

8- گریه رسول خدا برای شهادت حضرت علی(علیه‌السلام)

حتی قبل از شهادت، یک روز پیغمبر سخنرانی می‌کرد. حضرت علی بلند شد، یک سؤالی کرد نشست. حضرت رسول وسط سخنرانی تا دید علی (ع) بلند شد سؤال کرد، نشست گریه کرد. گفتند: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: همین علی که بلند شد سؤال کرد، همین علی را در ماه رمضان خواهند کشت. یعنی قبل از اینکه حضرت علی شهید شود، قبل از شهادت برای شهید گریه کردند. چه کسی گریه کرد؟ پیغمبر در خطبه‌های نماز جمعه، جمعه آخر ماه شعبان در آستانه ماه رمضان گریه کرد. گریه برای شهید قبل از شهادت.

حالا برکات عزاداری چیست و این دهه اول محرم و عزاداری گرفتند، ما می‌توانیم از راه عزاداری خیلی کار کنیم. البته می‌شود هم اگر تدبیر نشود، در همین عزاداری‌ها هم گرفتار منکر شد. به اسم عزاداری جمع شویم و خودمان منکر انجام دهیم. من یک جلسه دیگر صحبت خواهم کرد. امیدوارم عزیزانی که داربست می‌بندند. تکیه درست می‌کنند. عزاداری می‌کنند، عزاداری‌هایشان همراه با مشورت یک عالم و اسلام شناس باشد، که این اشک‌ها و احساسات و عشق‌ها هدر نرود. عشق و احساسات اگر هدایت شود، خوب است. مثل گاز است. گاز اگر هدایت شود و در شیلنگ خودش برود، غذاها را می‌پزد. اما اگر شیلنگ گاز پاره شود، یک انفجار و آتش سوزی می‌شود. این عشق‌ها و احساسات جوان‌ها اگر هدایت شود یک نتیجه می‌دهد. اگر انحراف شود یک نتیجه دیگر می‌دهد.

خدایا به آن امر به معروف کن درجه یک، امام حسین که فرمود: کربلا می‌روم برای امر به معروف و نهی از منکر. منکر چه بود؟ وجود حکومت ظلم منکر است. وجود طاغوت منکر است. من می‌روم رژیم بنی امیه را برمی‌اندازم. با خون خودم، با سخنرانی‌های زینب و سجادم ریشه‌‌ی بنی امیه را می‌کنم. بنی امیه منکر است و نهی از منکر اصلی این است. مرگ بر آمریکا گفتن، بهترین عبادت است. چون آمریکا منکر است. وهابیت منکر است. اختلاس منکر است. رباخواری و حقوق‌های نجومی منکر است. باید ریشه اینها کنده شود. منکر را روی کار جزئی و فردی و تنهایی نبرید، آنها منکر هست اما منکرات کلان هم هست.

 

«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»